تبليغاتX
آرزوی آبی

 

گل آفتابگردان کرشمه ای کرد و صورت زیبایش را به سوی

آفتاب گرفت . لاله  که با شرم سر به زیر انداخته بود ، دلش

خواست مثل آفتابگردان باشد . آفتابگردان  گفت : اگر کرشمه

 مرا  فقط   آفتاب  می خرد  ،  شرم  زیبای  تو  را  بسیاری

آرزومندند . اما لاله دلش  هوایی  شده  بود  و گوشش به این

حرفها  بدهکار  نبود ، گلبرگهای  لطیفش  را سمت  خورشید 

 چرخاند. اما گرمای شدید آفتاب لطافت برگهایش را گرفت  و

 گلبرگهایش خشکید .

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 10:48 PM توسط فرشته |

explorer blog