تبليغاتX
آرزوی آبی

 

هر صبح  قبل  از اینکه   لبخند  خورشید  را  بنگرم   به

شوق  دیدارت  پنجره دلم  را می گشایم  .

ای  کاش چشمانم  توانایی  دیدن تو را داشت  و لحظه ای

را برای دیدنت از دست نمی دادم . هر بار که سجاده نور

را  پهن می کنم  تا در محراب عشق  سجده  کنم   و کویر 

خشک وجودم را با  اشکهایم  آبیاری کنم  ،  یاد تو  را در

دل دارم ای خالق مهربان من ، چشمان ابری ام را نگاه کن

تا تمام وجودم پر از عطر حضور تو شود .

+ نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 4:30 PM توسط فرشته |

explorer blog