گل آفتابگردان کرشمه ای کرد و صورت زیبایش را به سوی
آفتاب گرفت . لاله که با شرم سر به زیر انداخته بود ، دلش
خواست مثل آفتابگردان باشد . آفتابگردان گفت : اگر کرشمه
مرا فقط آفتاب می خرد ، شرم زیبای تو را بسیاری
آرزومندند . اما لاله دلش هوایی شده بود و گوشش به این
حرفها بدهکار نبود ، گلبرگهای لطیفش را سمت خورشید
چرخاند. اما گرمای شدید آفتاب لطافت برگهایش را گرفت و
گلبرگهایش خشکید .
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 10:48 PM توسط فرشته
|

پشت پنجره ای مه گرفته به بیرون چشم دوخته ام . بغضی پنهان بر حنجره ام چنگ می زند و تا عمق وجودم را می لرزاند . قلبم مانند هوا بارانی است اما با دیدن قاصدکی که بر روی شیشه می نشیند ، امیدی در دلم و لبخندی بر لبانم جوانه می زند .....
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 11:29 PM توسط فرشته
|

هر صبح قبل از اینکه لبخند خورشید را بنگرم به شوق دیدارت پنجره دلم را می گشایم . ای کاش چشمانم توانایی دیدن تو را داشت و لحظه ای را برای دیدنت از دست نمی دادم . هر بار که سجاده نور را پهن می کنم تا در محراب عشق سجده کنم و کویر خشک وجودم را با اشکهایم آبیاری کنم ، یاد تو را در دل دارم ای خالق مهربان من ، چشمان ابری ام را نگاه کن تا تمام وجودم پر از عطر حضور تو شود .
+
نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 4:30 PM توسط فرشته
|

من بی قرار نوازش بارانم ، من بی تاب دست
پرمهر آفتابم ، من راز دار نگاه تر مهتابم ،در
کدامین سکوت فریاد کنم ؟
من تشنه عشق و محبتم .بر تازیانه بی رحم باد
نوشتم : من عاشق عبورم ، اما مترسکم !!!!
+
نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 7:44 PM توسط فرشته
|

آنگاه که .....
ضربه های تیشه زندگی را
بر ریشه آرزوهایت حس می کنی
به خاطر بیاور که .....
زیبایی شهاب ها
از شکستن قلب ستارگان است ..!!!!
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 11:28 PM توسط فرشته
|

شب شد .
خورشید رفت .
آفتابگردان عاشق به دنبال آفتاب آسمان را جستجو می کرد .
ناگهان ستاره ای چشمک زد ...
آفتابگردان سرش را به زیر افکند .
گلها خیانت نمی کنند .
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 1:44 PM توسط فرشته
|

عشق با غرور زیباست ولی اگر عشق را به قیمت فرو ریختن دیوار غرور
گدایی کنی آن وقت است که دیگر عشق نیست صدقه است.....
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 10:4 PM توسط فرشته
|
